تبليغاتX
گروه تئاتر آوا
» خوش آمديد / اميدواریم لحظات خوشي را سپري نماييد
(بندرانزلی)
 

نويسنده اي در انتظار هيچ

 

                                             نوشته و ترجمه ی  بهناز ناصح

نگاهی کوتاه به زندگی وآثار  ساموئل بکت  Samuel Beckett


 

ساموئل بكت نمايشنامه نويس ايرلندي در سال1906 زندگي‌‌‌أي را آغاز كرد كه همواره تا پايان عمرش وي را از آن خلاصي نبود، او را به عنوان اوّلين ابزورد نويسي مي‌‌شناسند كه شهرت جهاني يافت. وي از همان نوجواني پيوسته احساس تنهايي و اندوه مي‌كرد، زندگي‌‌اش را ساعتها در رختخواب مي‌گذراند، از بودن و هم صحبتي با مردم به خصوص زنان گريزان بود و به قدري ضعف و نوميدي بر او غلبه كرده بود كه بايد ساعتها مشروب مي‌‌نوشيد تا قادر به صحبت كردن باشد.
در سال1928 در پاريس با جيمز جويس آشنا شد كه در زمان كوتاهي از مريدان وي گشت، در بيست و سه سالگي مقاله‌أي به دفاع از جويس به نام اوپس مگنوم نوشت كه از او در مقابل تقاضاي عامّة مردم راحت طلب براي قطعات ساده فهم جانبداري كرد. وي ملاقات‌هاي طولاني با جويس ‌داشت تا جايي كه شايع شده بود آن دو ساعت ها در سكوت مي‌نشينند و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:53  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

بكت‌ و نگارش‌ مدرنيستي‌

در عرصة‌ ادبيات، مدرنيسم‌ را در كار نويسندگاني‌ مي‌توان‌ بهتر درك‌ كرد كه‌ در دهه‌هاي‌ قبل‌ و بعدِ‌ آغاز قرن‌ بيستم‌ قلم‌ زده‌اند. مدرنيسم‌ اصطلاحي‌ است‌ مورد اختلاف‌ كه‌ نبايد بدون‌ توجه‌ به‌ مباحثات‌ ادبي، تاريخي‌ و سياسي‌ كه‌ با كاربرد اين‌ همراه‌ بوده‌ است، از آن‌ بحث‌ كرد. يكي‌ از مهم‌ترين‌ جنبه‌هاي‌ نگارش‌ مدرنيستي‌ براي‌ تأثيرگذاري‌ بر خوانندگان‌ عبارت‌ است‌ از نحوة‌ عمل‌ اين‌ نوع‌ رمانها، داستانها، نمايش‌نامه‌ها و شعرها براي‌ غرق‌ كردن‌ خواننده‌ در دنياي‌ ناآشنايي‌ كه‌ زمينه‌چيني‌ها و توصيف‌هاي‌ خاص‌ اكثر نويسندگان‌ رئاليست، مانند جين‌ آستين، چارلز ديكنز و جورج‌ اليوت، در آن‌ها كمتر يافت‌ مي‌شود. به‌ عبارت‌ ديگر، نگارش‌ مدرنيستي‌ خواننده‌ را در چشم‌انداز ذهني‌ گيج‌كننده‌ و دشواري‌ ?غرق‌ مي‌كند? كه‌ نمي‌توان‌ آن‌ را به‌ سرعت‌ درك‌ كرد، بلكه‌ خواننده‌ براي‌ دريافتن‌ مرزها و معناهاي‌ آن‌ بايد خودش‌ راهش‌ را بگشايد و علامت‌گذاري‌ كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:44  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

چي‌ است‌ آن‌ كلمه‌ ‌ساموئل‌ بكت‌

چي‌ است‌ آن‌ كلمه‌    ‌What is the Word

ساموئل‌ بكت‌  ‌Samuel Beckett

 

بلاهت‌ - ‌     ‌folly -

بلاهت‌ برايِ‌   ‌folly for to -

برايِ‌  ‌for to -

چي‌ است‌ آن‌ كلمه‌ -‌  ‌what is the word -

بلاهت‌ از اين‌ -‌     ‌folly from this -

از اين‌ همه‌ -‌ ‌all this -

بلاهت‌ از تمام‌ اين‌ همه‌ - ‌   ‌folly from all this -

با فرض‌ اينكه‌ -‌    ‌given -

بلاهت‌ با فرض‌ اين‌ همه‌ -‌    ‌folly given all this -

ديدن‌ -‌      ‌seeing -

بلاهت‌ ديدن‌ اين‌ همه‌ -‌      ‌folly seeing all this -

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:38  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
واژه‌اي از آنِ من هست؟
‌ساموئل بكت فراتر از ابزورديته‌ 
   

احسان مقدسي:
"بي‌همگي" داستان كوتاهي(بهتر است بگوييم اثر منثور) از بكت است. در"بي‌همگي"، بكت هر كدام از تصاوير ذهني خود را روي تكه كاغذي مي‌نويسد، "روبي كوهن" مي‌گويد:«ابتدا شصت جمله گوناگون... را روي كاغذ نوشت و در ظرفي ريخت... و هر كدام را دو بار از ظرف بيرون كشيد تا 120 جمله داشته باشد، سپس عدد 3 را روي 4 تكه كاغذ، عدد 4 را روي 6 تكه كاغذ... بار ديگر با چشم بسته جمله‌ها را بيرون كشيد و مطابق با اعدادي كه بيرون آورده بود به صورت پاراگراف درآورد كه سرانجام بدين ترتيب 120 جمله به وجود آمد» و با اين بازي، بكت"بي‌همگي" را ساخت. از جا به جايي جمله‌ها در اين متن، براي رسيدن به آن چه بكت واقعاً در ذهن داشته به تعداد 10×9/1 به توان 176 تا متن مي‌توان رسيد. دكارت مي‌گويد:«هيچ چيز جز تعيين كامل رياضي كافي نيست.» و بكت در اين فرآيند نوشتن تصادفي يك عدد گنگ مانند عدد π به وجود آورده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:33  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
بنگ

ساموئل بکت

برگردان: منوچهر بديعي


همه معلوم همه سفيد بدن برهنه سفيد يک متر پاها چسبيده انگار به هم دوخته. نور حرارت کف زمين سفيد يک متر مربع ناديده هرگز. ديوارهاي سفيد يک متر در دو متر سقف سفيد يک متر مربع ناديده هرگز. بدن برهنه سفيد ثابت فقط چشم‌ها اندکي. رد پاها درهم ريختگي‌ها خاکستري روشن تقريباً سفيد بر سفيد. دست‌ها آويزان از هم باز گودي کف دست رو به جلو پاها سفيد پاشنه‌ها چسبيده بر هم عمود. نور حرارت سطح‌ها سفيد تابان. بدن برهنه سفيد ثابت هوپ ثابت جاي ديگر. رد پاها  در هم ريختگي‌ها نشانه‌ها بي‌معنا خاکستري روشن تقريباً سفيد. بدن برهنه سفيد ثابت ناپيدا سفيد بر سفيد. فقط چشم‌ها اندکي آبي روشن تقريباً سفيد. سر گرد بالا گرفته چشم‌ها آبي روشن تقريباً سفيد ثابت روبه جلو سکوت در اندرون. همهمه‌هاي کوتاه اندک تقريباً هيچ همگان معلوم. رد پاها در هم ريختگي‌ها نشانه‌ها بي‌معنا خاستري روشن تقريباً سفيد بر سفيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:26  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
بي‌همگي

ساموئل بکت

برگردان: منوچهر بديعي



          ويرانه‌ها پناهگاه راستين عاقبت به سوي آن بسا خطا برفته از ياد. همه‌سو بي‌پايانگي زمين آسمان يکي نه صدايي نه تکاني. صورت خاکستري دو آبي روشن پيکر کوچک دل طپان فقط راست قامت. تاريکي گرفته فرو افتاده گشاده چهار ديوار بر پشت پناهگاه راستين بي‌دررو.
          ويرانه‌هاي پراکنده به همان رنگ خاکستري که شن خاکستري خاکستر پناهگاه راستين. چهار مربع همه نور سفيد سفيد پهنه‌ها صاف همه رفته از ياد. هرگز نبود مگر هواي خاکستري بي‌زمان نه صدايي پروردة خيال نور گذرا. نه صدايي نه تکاني خاکستري خاکستر آسمان آينه‌دار زمين آينه‌دار آسمان. هرگز مگر اين بي‌دگرگوني رويا ساعت گذرا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:21  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
بي‌همگي: تصادف، خودآگاهي و معنا

يادداشتي بر داستان «بي‌همگي» اثر ساموئل بکت از اليزابت درو(Elizabeth Drew)، مادس هاآر(Mads Haahr)

برگردان: منوچهر بديعي، محمد رضا خاني


اين مقاله در چهارمين کنفرانس پژوهشي بين المللي CAiiA-STAR شهر پرت در استراليا در اوت 2002 ارايه گرديد. موضوع کنفرانس «خودآگاهي در قالب نوين» بوده است.

چکيده
          بي‌همگي قطعة منثوري است به قلم «ساموئل بکت» که نويسنده در آن، براي سامان دادن جمله‌ها از تبديل‌هاي [يا جايگشت‌هاي] تصادفي استفاده مي‌کند. مانند همة آثار هنري که مستلزم تعامل با خواننده است، درک اين قطعه نيز روندي دارد که اساس آن تلاش هر علاقه‌مندي است براي درک و برساختن معنا. اگر چه بي‌همگي خطي است، بي‌نظمي منظم آن نوعي روند قرائت غيرخطي به راه مي‌اندازد که در آن چشم‌اندازهاي تناقض‌آميزي، هم‌زمان با يک‌ديگر، به نظر مي‌رسند. بکت در اين قطعه شصت جمله نوشته است که ممکن است به هشت مميز سه ضربدر ده به توان هشتادويک ترتيب ديگر درآيد. نويسندگان اين مقاله يک پايگاه اينترنتي برپا کرده‌اند که صورت‌هاي مختلف بي‌همگي را ايجاد مي‌کند و هدف از آن کشف تأثير امکانات رايانه‌اي در آفرينش و کشف هنر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:17  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
نخستين عشق

ساموئل بکت

برگردان: منوچهر بديعي


Samuel Beckett         من، درست يا نادرست، ازدواج خود را از حيث زمان با مرگ پدرم مرتبط مي‌کنم. ممکن است اين دو واقعه ازجهات ديگري نيز با يک‌ديگر ارتباط داشته باشند. به‌هرحال، دشوار مي‌توانم بگويم که در اين زمينه چه مي‌دانم.
         تا اين اندازه مي‌دانم که چندي پيش سر قبر پدرم رفتم و تاريخ وفات او را يادداشت کردم، فقط تاريخ وفات او را چون در آن روز تاريخ تولد او برايم اهميتي نداشت. صبح رفتم و عصر برگشتم، درهمان قبرستان چيزکي خوردم. اما چند روز بعد چون مي‌خواستم بدانم در چه سني مرده است ناچار بار ديگر سر قبر او رفتم تا تاريخ تولدش را يادداشت کنم. اين دو تاريخ اول و آخر را روي يک تکه کاغذ نوشتم که دم دست خود مي‌گذارم. اين شد که حالا مي‌توانم با اطمينان بگويم که در موقع ازدواج حتماً حدود بيست و پنج سال داشته‌ام. زيرا تاريخ تولد خودم را، تکرار مي‌کنم، تولد خودم را هرگز فراموش نکرده‌ام و هرگز ناچار نشده‌ام آن را در جايي بنويسم، تاريخ تولد خودم، دست کم هزارة آن، در حافظه‌ام با رقم‌هايي حک شده است که گذر عمر به سختي مي‌تواند آن‌ها را محو کند. روز تولدم را هم هروقت بخواهم به ياد مي‌آورم و اغلب آن را به شيوة خودم جشن مي‌گيرم، البته مدعي نيستم که هر بار روز تولدم فرا مي‌رسد چنين مي‌کنم، نه، چون زيادتر از اندازه فرامي‌رسد، اما اغلب اين کار را مي‌کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:10  توسط شادروز سرخی مجیدی |