تبليغاتX
گروه تئاتر آوا
» خوش آمديد / اميدواریم لحظات خوشي را سپري نماييد
(بندرانزلی)
    اريك امانوئل اشميت

اريك- امانوئل اشميت نويسنده چهل و سه ساله فرانسوي، حالا ديگر ده سالي است كه به مهمترين نمايشنامه نويس فرانسه و بلكه كل اروپا بدل شده است. نمايشنامه هاي او در اين مدت تقريباً در ۳۰ كشور به روي صحنه رفته اند.
«شب والُني ها» كه در ۱۹۹۱ منتشر شده، نخستين نمايشنامه اي است كه او را در فرانسه به شهرت رساند و پس از آن در ديگر كشورها از جمله انگلستان اجرا شد. اشميت نمايشنامه «ميهمان ناخوانده» را در سال ۱۹۹۳ نوشت. اين نمايش در همان سال جايزه «بهترين نويسنده» و «بهترين اجرا» را از آن خود كرد و عنوان «پديده تئاتري» آن سال را به خويش اختصاص داد. در ۱۹۹۵ نمايشنامه Golden Joe، نسبت به كارهاي ديگر او موفقيت چنداني كسب نكرد. اثر بعدي اما در دنياي تئاتر يك حادثه بود:  «تغييرات اسرارآميز» در ۱۹۹۶ منتشر شد و آلن دلون و فرانسيس هوستر آن را نه تنها در لوس آنجلس بلكه در تمامي پايتخت هاي بزرگ جهان، توكيو، برلين، مسكو، لندن و پاريس اجرا كردند. نمايش با استقبال بي نظيري روبه رو شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:8  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
   كتاب «گلهاى معرفت» نوشته اريك امانوئل اشميت

سرگشتگى در دنياى معاصر
كتاب «گلهاى معرفت» نوشته اريك امانوئل اشميت از سه داستان تشكيل شده است: ميلارپا، ابراهيم آقا و گل هاى قرآن، اسكار و بانوى گلى پوش. داستان اول به بوديسم مى پردازد، دومى به اسلام (و البته در حاشيه آن، يهوديت) و سومى به مسيحيت. پس از اين قرار با كتابى روبرو هستيم كه خاستگاه اصلى اش دين و تفكر مذهبى است. در واقع اين كتاب را مى توان مجموعه اى درباره دين در قالب داستان دانست. گرايش نويسنده به باور مذهبى در برگ برگ صفحات كتاب مشهود است و تلاش او را براى احياى اين نوع نگرش مى توان در طول اثر به سادگى تشخيص داد. خواننده احساس مى كند كه انگيزه نوشتن چنين داستانهايى همانا خلأ اخلاقيات در جهان معاصر و گمگشتگى ابناى بشر در هياهوى دنياى تا گردن فرو رفته در علم و فناورى هاى نوين بوده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:6  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
   مسيو ابراهيم و گل های قرآن

سقوط آخرين نشانه های بربريت قديم، يعنی تقسيم رسمی و قانونی انسان ها به دلايل ايدئولوژيک و نژادی در سال های انتهايی قرن بيستم از يک طرف، و از سويی برچيده شدن مرزهای خبر و ارتباطات در پی انقلاب الکترونيک، نويد دستيابی به دنيايی بهتر، انسانی تر و آزاداتر را می داد. اما واقعيت های تلخ در آغاز قرن بيست و يکم نشان از برپايی ديوار های ديگری داشت. جنگ های قومی مذهبی، رشد بيکاری و جنايت، افزايش بی رويه ی جمعيت، فقر، تشديد شکاف طبقاتی، فاصله ی هر چه بيشتر شمال وجنوب، نابسامانی های محيط زيست، همه و همه ما را به عبث بودن اين اميد واهی می رساند، و اينکه رسيدن به صلح و امنيت جهانی، به دنيايی فارغ از تبعيض نژادی و طبقاتی، کاری ساده نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:5  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
  نوای اسرار آميز

نوای اسرار آميز" نمايشنامه ای از اريک امانوئل اشميت نمايشنامه نويس فرانسوی است
داستان این نمایش چنین است: "ابل زنورکو" برنده جايزه نوبل در جزيره ای به نام "رُزوَنويگ" در دريای نروژ زندگی می کند. او زندگی در انزوا را برای خود برگزيده است. خبرنگاری به نام "اريک لارسن" برای مصاحبه به ديدار اومی آيد. او اولين خبرنگاری است که موفق به گرفتن وقت مصاحبه با " ابل زنورکو" شده است
خبرنگار در بدو ورود با شليک گلوله مورد استقبال واقع می شود. درخانه نويسنده متوجه می شود که تيراندازخود او بوده است، ولی " ابل زنورکو" به او اطمينان می دهد که او هرگز درخانه اش به ميهمان شليک نمی کند اما اريک لارسن متوجه می شود که با آدمی غير عادی مواجه است
بحث اصلی خبرنگار با نويسنده در باره آخرين کتاب او به نام "عشق ناگفته" است. کتابی که برای بيان نظرات نويسنده در باره عشق، نامه نگاری های عاشقانه نويسنده و زنی به نام "اوالارمور" را وسيله قرار می دهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:3  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
 

   كتاب انجيل هاى من

پيانو نواز سفر غريب
براى اريك امانوئل اشميت۴۶ ساله دغدغه هاى گذشته همچنان پابرجاست. كودكى كه در ۹ سالگى پيانو مى نواخت و در ۱۱ سالگى نخستين كتابش را نوشت، گويى تنها كمى بزرگتر شده است. انگار بيش از ۱۶ سال نداشت كه كتابى انتقادى نوشت و نرسيده به ۳۰ سالگى از فلسفه اديان و عرفان مذاهب سر درآورد. اشميت مرد سفر و به قول خودش سفرهاى بهداشتى و ورزشى به گردش شخصيت هايش در هزار توى رمان و پازل هستى عادتى ديرينه دارد. او اگرچه در اروپاى پست مدرن امروز، نويسنده اى معناگرا به شمار مى رود، اما از نويسندگان نامدار كنونى فرانسه است. وى از دانشسراى عالى پاريس دكتراى فلسفه گرفت و در دانشگاه شانبرى هم به تدريس پرداخت. پس از اين ايام در صحراى هوگار يك سفر عرفانى را شروع كرد و به قول خودش بر اثر آن «مغروق ايمان» شد. شايد از چنين ايامى (۱۹۹۱) سمفونى نوشتارى اريك امانوئل اشميت در جهان طنين اندازشد. وى كه بيشتر شهرت خود را مديون نمايشنامه و رمان نويسى است، نگاه اهالى تئاتر را نيز به سوى خود كشانده است. نخستين نمايشنامه اشميت با عنوان «شب وولونى» كه از سوى گروه سلطنتى شكسپير به روى صحنه رفت، با ستايش منتقدان تئاتر فرانسه روبه رو شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:0  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
   موسيو ابراهيم و گل‌هاي قرآن

داستان‌"موسيو ابراهيم و گل‌هاي قرآن‌"‌توسط‌"اريك امانوئل اشميت" نويسنده‌ي نامدار فرانسوي به رشته‌يِ تحرير در‌آمده است‌. اين داستان با خوانش مفاهيم دروني جريان تصوف‌، در قالب روايت زندگي نوجواني يازده ساله و تعامل او با پيرمردي به نام موسيو ابراهيم كه خود يكي از نمونه‌هاي عيني اين تفكر است شكل يافته است‌. نويسنده در اين اثر با گزينش‌ لحن و سبك نوشتاري ساده و همه فهم مخاطب خويش را به زيبايي‌هاي اين جريان انديشه و زندگي جلب مي‌نمايد‌. امكاني كه راوي اول شخصِِ داستان اشميت‌، براي برخورد ساده و نه چندان عميق با دنياي پيرامونش اتخاذ مي‌كند‌، علاوه بر جذابيت‌هايي كه دارد فرصتي را نيز در اختيار نويسنده قرار مي‌دهد تا حيرت‌مندي خويش از تاثيرات توصيه‌هاي صوفي مابانه‌ي موسيو ابراهيم را در زندگي پسر به نمايش بگذارد‌.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 5:59  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
      خرده جنایتهای زَناشوهری

ژیل: "خرده جنایتهای زَنا شوهری"..تو این کتاب زندگی زناشویی رو مثل مشارکت دو قاتل معرفی می کنم. چرا؟ برای این که از همون اول، تنها چیزی که باعث می شه یک زن و مرد با هم باشن خشونته.. حالا اگه این دو قاتل شراکتشونو ادامه بدن و ترک مخاصمه کنن و با هم ازدواج کنن، با هم متحد می شن که علیه جامعه بجنگن. اداعای حق و حقوق و مزایا می کنن، ثمره ی کُشتی شونو -یعنی بچه هاشونو- به رخ جامعه می کشن تا سکوت و احترام بقیه رو کسب کنن. دیگه هرکاری می تونن بکنن: به اسم تعلیم و تربیت به بچه هاشون اردنگی و توسری بزنن و برای بقیه مزاحمت ایجاد کنن و حماقت و سر و صداشون رو به همه تحمیل کنن. خانواده یا به عبارتی دیگه خودخواهی در لباس نوع دوستی... بعد قاتل ها پیر می شن و بچه هاشون می رن تا زوج های قاتل دیگه ای بسازن... آره اینه زندگی زناشویی، شرکتی که اولش پدر مردمو درمی آره بعدش پدر همدیگه رو. یک راه دور و درازیه به طرف مرگ با جنازه هایی که به جا می ذاره. یک زوج جوان می خواد از شر بقیه راحت شه تا با هم تنها بمونن. وقتی پیر شدن هرکدوم می خوان از شر اون یکی خلاص شن. وقتی یه زن و مرد را سر سفره ی عقد می بینین هیچ وقت از خودتون می پرسین کدومشون قراره قاتل اون یکی بشه؟
لیزا: آفرین! دست می زنم که استفراغ نکنم.
ژیل: چرا اینو نوشتم؟
لیزا: وقتی ازت پرسیدم گفتی واسه این که واقعیته.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 5:58  توسط شادروز سرخی مجیدی |