تبليغاتX
گروه تئاتر آوا
» خوش آمديد / اميدواریم لحظات خوشي را سپري نماييد
(بندرانزلی)
 

 اگر كوسه ماهی‌ها، انسان بودند،
دختر كوچولوى مهمان‌دار كافه از آقاي كوينر پرسيد :" اگر كوسه ماهى‌ها انسان بودند، آن وقت نسبت به ماهى‌هاى كوچولو مهربان‌تر نبودند ؟"
او درپاسخ گفت: يقيناً، اگر كوسه‌ماهى‌‌ها انسان بودند براى ماهى‌هاى كوچك دستور ساخت انبارهاى بزرگ مواد غذايى را مى‌دادند. اتاقك‌هايى مستحكم، پُرازانواع واقسام خوراكى، ازگياهى گرفته تا حيوانى. ترتيبى مى‌دادند تا آب اتاقك‌ها هميشه تازه باشد و مى‌كوشيدند تا تدابير بهداشتى كاملاً رعايت گردد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 7:35  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
  


«هنر را نمی‌توان با سفارش پدید آورد، تنها چکمه را می‌توان سفارش داد.»
آنكه مى‏خندد خبر هولناك را هنوز نشنيده است.
مى‏گويند: زمانى كه دارى، بخور، بنوش، و شادباش. اما چگونه مى‏توانم بخورم و بياشامم‏ هنگامى كه مى‏دانم‏ آنچه را كه خوردنى‏ست‏ از دست گرسنه‏يى ربوده‏ام، و تشنه‏يى، به ليوان آب من محتاج است. با اين همه، مى‏خورم و مى‏آشامم.

برشت به سال ۱۸۹۸ در اوگسبورگ در ايالت باير در جنوب آلمان به دنيا آمد. پس از پايان جنگ جهانی اول، از سال ۱۹۱۹ به انتشار شعرها و نمايشنامه های خود پرداخت و به زودی به شهرتی فراگير رسيد.
برشت در ادبيات و هنر به تعهد اجتماعی معتقد بود و قلم خود را در خدمت مبارزه با نابرابری ها و ناروايی های جامعه نهاده بود. او با نگارش رشته ای از مقالات نظری، مکتب تازه ای در تئاتر پايه گذاشت که "تئاتر اپيک" يا "تئاتر روايی" خوانده می شود. اين تئاتر به ياری "تکنيک فاصله گذاری" و شکستن "توهم نمايشی"، تماشاگر را از غرق شدن در هيجانها و احساسات درام باز می دارد، به او فرصت و توان انديشيدن می دهد، تا بتواند وضعيت موجود را نقد کند.
با به قدرت رسيدن رژيم نازی در آلمان (۱۹۳۳) برشت ميهن خود را ترک کرد، کشور به کشور از برابر پيشروی ارتش نازی گريخت، دانمارک و سوئد و فنلاند را پشت سر گذاشت تا سرانجام در سال ۱۹۴۱ به آمريکا رسيد.
دوران تبعيد برشت، که خود گمان می کرد کوتاه مدت باشد، ۱۵ سال به درازا کشيد. او در تمام اين دوران ناآرام در آفرينش هنری کوشا و پربار بود و آثار ماندگار بسياری نوشت.
پس از پايان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، فضای سياسی تازه ای در آمريکا حاکم شد. داشتن افکار مترقی "جرم" به حساب آمد، نيروها و روشنفکران چپگرا "عناصر دشمن" خوانده شدند. راست گرايان افراطی به سرکردگی سناتور جوزف مک کارتی کارزار مخوفی عليه هنرمندان و نويسندگان مترقی به راه انداختند.
برشت در ۳۰ اکتبر ۱۹۴۷ "برای ادای پاره ای توضيحات" از جانب "کميته ويژه برای تحقيق در فعاليتهای ضدآمريکايی" به واشنگتن فرا خوانده شد. او چند روز بعد ايالات متحده را برای هميشه ترک کرد. پس از چندی اقامت در سويس، به سال ۱۹۴۸ به آلمان شرقی رفت.
برشت در آلمان شرقی با استقبال گرمی روبرو شد. در برلين تئاتر دلخواه خود را به نام "برلينر آنسامبل" پايه گذاشت که ظرف چند سال به شهرت و اعتباری شايان دست يافت. او سرانجام توانست کارهای نمايشی خود را آنگونه که خود در نظر داشت، بر صحنه اين تئاتر به اجرا بگذارد.
 او را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌نویس و بنیانگذار تئاتر حماسی، و به‌خاطر نمایشنامه‌های مشهورش چون زندگی گالیله، ننه دلاور و فرزندانش، زن نیک ایالت سچوان، دایره گچی قفقازی، آدم آدم است، ارباب پونیتلا و نوکرش ماتی، مادر و سایر آثارش می‌شناسند. اما برتولت برشت علاوه بر این که نمایشنامه نویسی موفق و کارگردانی بزرگ بود، شاعری خوش‌قریحه نیز بود و شعر‌ها، ترانه‌ها و تصنیف‌های پر‌معنا و دل‌انگیز بسیاری سرود.او سرودن شعرهایش را در ۱۵ سالگی و پیش از نمایشنامه‌نویسی آغاز کرد و نخستین سروده‌هایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸،هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سروده‌هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می‌خواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود می‌کرد.
شعرهای نمایشی برشت را از مهمترین آثار او دانسته‌اند. اینها شعرهایی هستند که به صورت سرود، تصنیف یا ترانه وارد نمایشنامه‌های او شده و به مناسبت‌های موضوعی خاص یا برای غنا بخشیدن به موضوع و افزایش اثرگذاری، به صورت پیش درآمد، میان‌پرده، موخره یا در میان متن آورده‌شده‌اند. این شعرها اغلب طنزآمیز یا هزل‌آمیز هستند و زیر پوستهٔ شوخ‌طبعانهٔ خود مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده داشته و پیام‌رسان ایده‌های نقادانه و اجتماعی برشت هستند. بیشتر نمایشنامه‌های برشت دربرگیرندهٔ یک یا چند سرود، ترانه و شعر است.
برشت در ۱۴ اوت ۱۹۵۶ در برلين شرقی درگذشت و در گورستان نزديک خانه اش به خاک سپرده شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 7:33  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
    اريك امانوئل اشميت

اريك- امانوئل اشميت نويسنده چهل و سه ساله فرانسوي، حالا ديگر ده سالي است كه به مهمترين نمايشنامه نويس فرانسه و بلكه كل اروپا بدل شده است. نمايشنامه هاي او در اين مدت تقريباً در ۳۰ كشور به روي صحنه رفته اند.
«شب والُني ها» كه در ۱۹۹۱ منتشر شده، نخستين نمايشنامه اي است كه او را در فرانسه به شهرت رساند و پس از آن در ديگر كشورها از جمله انگلستان اجرا شد. اشميت نمايشنامه «ميهمان ناخوانده» را در سال ۱۹۹۳ نوشت. اين نمايش در همان سال جايزه «بهترين نويسنده» و «بهترين اجرا» را از آن خود كرد و عنوان «پديده تئاتري» آن سال را به خويش اختصاص داد. در ۱۹۹۵ نمايشنامه Golden Joe، نسبت به كارهاي ديگر او موفقيت چنداني كسب نكرد. اثر بعدي اما در دنياي تئاتر يك حادثه بود:  «تغييرات اسرارآميز» در ۱۹۹۶ منتشر شد و آلن دلون و فرانسيس هوستر آن را نه تنها در لوس آنجلس بلكه در تمامي پايتخت هاي بزرگ جهان، توكيو، برلين، مسكو، لندن و پاريس اجرا كردند. نمايش با استقبال بي نظيري روبه رو شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:8  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
   كتاب «گلهاى معرفت» نوشته اريك امانوئل اشميت

سرگشتگى در دنياى معاصر
كتاب «گلهاى معرفت» نوشته اريك امانوئل اشميت از سه داستان تشكيل شده است: ميلارپا، ابراهيم آقا و گل هاى قرآن، اسكار و بانوى گلى پوش. داستان اول به بوديسم مى پردازد، دومى به اسلام (و البته در حاشيه آن، يهوديت) و سومى به مسيحيت. پس از اين قرار با كتابى روبرو هستيم كه خاستگاه اصلى اش دين و تفكر مذهبى است. در واقع اين كتاب را مى توان مجموعه اى درباره دين در قالب داستان دانست. گرايش نويسنده به باور مذهبى در برگ برگ صفحات كتاب مشهود است و تلاش او را براى احياى اين نوع نگرش مى توان در طول اثر به سادگى تشخيص داد. خواننده احساس مى كند كه انگيزه نوشتن چنين داستانهايى همانا خلأ اخلاقيات در جهان معاصر و گمگشتگى ابناى بشر در هياهوى دنياى تا گردن فرو رفته در علم و فناورى هاى نوين بوده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:6  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
   مسيو ابراهيم و گل های قرآن

سقوط آخرين نشانه های بربريت قديم، يعنی تقسيم رسمی و قانونی انسان ها به دلايل ايدئولوژيک و نژادی در سال های انتهايی قرن بيستم از يک طرف، و از سويی برچيده شدن مرزهای خبر و ارتباطات در پی انقلاب الکترونيک، نويد دستيابی به دنيايی بهتر، انسانی تر و آزاداتر را می داد. اما واقعيت های تلخ در آغاز قرن بيست و يکم نشان از برپايی ديوار های ديگری داشت. جنگ های قومی مذهبی، رشد بيکاری و جنايت، افزايش بی رويه ی جمعيت، فقر، تشديد شکاف طبقاتی، فاصله ی هر چه بيشتر شمال وجنوب، نابسامانی های محيط زيست، همه و همه ما را به عبث بودن اين اميد واهی می رساند، و اينکه رسيدن به صلح و امنيت جهانی، به دنيايی فارغ از تبعيض نژادی و طبقاتی، کاری ساده نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:5  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
  نوای اسرار آميز

نوای اسرار آميز" نمايشنامه ای از اريک امانوئل اشميت نمايشنامه نويس فرانسوی است
داستان این نمایش چنین است: "ابل زنورکو" برنده جايزه نوبل در جزيره ای به نام "رُزوَنويگ" در دريای نروژ زندگی می کند. او زندگی در انزوا را برای خود برگزيده است. خبرنگاری به نام "اريک لارسن" برای مصاحبه به ديدار اومی آيد. او اولين خبرنگاری است که موفق به گرفتن وقت مصاحبه با " ابل زنورکو" شده است
خبرنگار در بدو ورود با شليک گلوله مورد استقبال واقع می شود. درخانه نويسنده متوجه می شود که تيراندازخود او بوده است، ولی " ابل زنورکو" به او اطمينان می دهد که او هرگز درخانه اش به ميهمان شليک نمی کند اما اريک لارسن متوجه می شود که با آدمی غير عادی مواجه است
بحث اصلی خبرنگار با نويسنده در باره آخرين کتاب او به نام "عشق ناگفته" است. کتابی که برای بيان نظرات نويسنده در باره عشق، نامه نگاری های عاشقانه نويسنده و زنی به نام "اوالارمور" را وسيله قرار می دهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:3  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
 

   كتاب انجيل هاى من

پيانو نواز سفر غريب
براى اريك امانوئل اشميت۴۶ ساله دغدغه هاى گذشته همچنان پابرجاست. كودكى كه در ۹ سالگى پيانو مى نواخت و در ۱۱ سالگى نخستين كتابش را نوشت، گويى تنها كمى بزرگتر شده است. انگار بيش از ۱۶ سال نداشت كه كتابى انتقادى نوشت و نرسيده به ۳۰ سالگى از فلسفه اديان و عرفان مذاهب سر درآورد. اشميت مرد سفر و به قول خودش سفرهاى بهداشتى و ورزشى به گردش شخصيت هايش در هزار توى رمان و پازل هستى عادتى ديرينه دارد. او اگرچه در اروپاى پست مدرن امروز، نويسنده اى معناگرا به شمار مى رود، اما از نويسندگان نامدار كنونى فرانسه است. وى از دانشسراى عالى پاريس دكتراى فلسفه گرفت و در دانشگاه شانبرى هم به تدريس پرداخت. پس از اين ايام در صحراى هوگار يك سفر عرفانى را شروع كرد و به قول خودش بر اثر آن «مغروق ايمان» شد. شايد از چنين ايامى (۱۹۹۱) سمفونى نوشتارى اريك امانوئل اشميت در جهان طنين اندازشد. وى كه بيشتر شهرت خود را مديون نمايشنامه و رمان نويسى است، نگاه اهالى تئاتر را نيز به سوى خود كشانده است. نخستين نمايشنامه اشميت با عنوان «شب وولونى» كه از سوى گروه سلطنتى شكسپير به روى صحنه رفت، با ستايش منتقدان تئاتر فرانسه روبه رو شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 6:0  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
   موسيو ابراهيم و گل‌هاي قرآن

داستان‌"موسيو ابراهيم و گل‌هاي قرآن‌"‌توسط‌"اريك امانوئل اشميت" نويسنده‌ي نامدار فرانسوي به رشته‌يِ تحرير در‌آمده است‌. اين داستان با خوانش مفاهيم دروني جريان تصوف‌، در قالب روايت زندگي نوجواني يازده ساله و تعامل او با پيرمردي به نام موسيو ابراهيم كه خود يكي از نمونه‌هاي عيني اين تفكر است شكل يافته است‌. نويسنده در اين اثر با گزينش‌ لحن و سبك نوشتاري ساده و همه فهم مخاطب خويش را به زيبايي‌هاي اين جريان انديشه و زندگي جلب مي‌نمايد‌. امكاني كه راوي اول شخصِِ داستان اشميت‌، براي برخورد ساده و نه چندان عميق با دنياي پيرامونش اتخاذ مي‌كند‌، علاوه بر جذابيت‌هايي كه دارد فرصتي را نيز در اختيار نويسنده قرار مي‌دهد تا حيرت‌مندي خويش از تاثيرات توصيه‌هاي صوفي مابانه‌ي موسيو ابراهيم را در زندگي پسر به نمايش بگذارد‌.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 5:59  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
      خرده جنایتهای زَناشوهری

ژیل: "خرده جنایتهای زَنا شوهری"..تو این کتاب زندگی زناشویی رو مثل مشارکت دو قاتل معرفی می کنم. چرا؟ برای این که از همون اول، تنها چیزی که باعث می شه یک زن و مرد با هم باشن خشونته.. حالا اگه این دو قاتل شراکتشونو ادامه بدن و ترک مخاصمه کنن و با هم ازدواج کنن، با هم متحد می شن که علیه جامعه بجنگن. اداعای حق و حقوق و مزایا می کنن، ثمره ی کُشتی شونو -یعنی بچه هاشونو- به رخ جامعه می کشن تا سکوت و احترام بقیه رو کسب کنن. دیگه هرکاری می تونن بکنن: به اسم تعلیم و تربیت به بچه هاشون اردنگی و توسری بزنن و برای بقیه مزاحمت ایجاد کنن و حماقت و سر و صداشون رو به همه تحمیل کنن. خانواده یا به عبارتی دیگه خودخواهی در لباس نوع دوستی... بعد قاتل ها پیر می شن و بچه هاشون می رن تا زوج های قاتل دیگه ای بسازن... آره اینه زندگی زناشویی، شرکتی که اولش پدر مردمو درمی آره بعدش پدر همدیگه رو. یک راه دور و درازیه به طرف مرگ با جنازه هایی که به جا می ذاره. یک زوج جوان می خواد از شر بقیه راحت شه تا با هم تنها بمونن. وقتی پیر شدن هرکدوم می خوان از شر اون یکی خلاص شن. وقتی یه زن و مرد را سر سفره ی عقد می بینین هیچ وقت از خودتون می پرسین کدومشون قراره قاتل اون یکی بشه؟
لیزا: آفرین! دست می زنم که استفراغ نکنم.
ژیل: چرا اینو نوشتم؟
لیزا: وقتی ازت پرسیدم گفتی واسه این که واقعیته.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 5:58  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
                    

        کوه پر برف و لغزنده ی تئاتر    

 

بالاخره،پس از6 ماه تلاش و صبوری توانستیم تئاتر شب بی پایان فاخته را،در شهرستان بندر انزلی به روی صحنه ببریم.در ابتدا بر این باور بودیم که چون کاری فرهنگی و هنری قرار است در این شهر شود پس عرصه ای بس وسیع برای ما مهیا خواهند کرد.با شور و اشتیاق فراوان خود را آماده ی خاک خوردن از صحنه کردیم ولی غافل از این که این خاک صحنه بدجوری گلویمان را می گیرد و باید شتابان در میانه ی راه به دنبال آبی گوارا بگردیم. از طرفی به تازگی ساخت مجتمع فرهنگی و هنری با تلاش با وقفه کارگران به پایان رسیده بود و ما را امیدوار کرده بود که حداقل به عنوان دوستدار هنر بتوانیم از نعمتی به این بزرگی در شهری کوچک که شاید استان گیلان حسرت چنین ساختمانی را مدتهاست میخورد استفاده کنیم. اما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 17:18  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
                  

سال نو مبارک

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:33  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

                            *کلاس های بازیگری*

      

                   (ترم جدید)

 

 

 

برای تمامی افراد(مبتدی و حرفه ای)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:12  توسط شادروز سرخی مجیدی | 
 

نوشته برتولت برشت ( 1956- 1898)  brecht  bertold
برتولت برشت آلمانی را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌نویس و بنیانگذار تئاتر حماسی، و به‌خاطر نمایشنامه‌های مشهورش می‌شناسند. اما او علاوه بر این که نمایشنامه نویسی موفق و کارگردانی بزرگ بود، شاعرو نويسنده اي خوش‌قریحه نیز بود .
در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سروده‌هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می‌خواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود می‌کرد. در سال 1933 از چنگ گشتاپو (پليس مخفي آلمان نازي) فرار كرد و در خارج از آلمان، نشريه ضدنازي ورست را منتشر كرد. اما هيتلر عزمش را جزم كرده بود تا با مرگ و خون، تمام اروپا را مال خود كند. برشت مجبور شد به آمريكا مهاجرت كند. و دو سال بعد از جنگ بود كه به آلمان برگشت.
او گرايش به سوسياليسم و كمونيسم داشت و اقبالش بلند بود كه برخلاف بيشتر هنرمندان، در همان زمان زنده بودنش، معروف و محبوب شد. خودش مي گويد: ... من با مردم ساده و عامي پيمان مي بندم، به سرم كلاهي پشمين از آن كه آن ها بر سر مي نهند مي گذارم، مي گوييد آن ها حيوان هايي متعفن و كثيف اند، اين طور نيست؟ خب. من هم مثل آن هايم...
او هرگز تا آخرين نفس با اسلحه خود وداع نکرد. او درخشان ترين حماسه هاي عظيم انسانيت را خلق کرد و آفريدگار درخشان ترين حماسه هاي تاريخ بشري بود. "برشت" هرگز به ادبيات به عنوان يک مقوله تجملي نمي نگريست بلکه نقش برنده اسلحه خود را خوب مي شناخت. شعرها و داستان هاي او اغلب طنز آمیز یا هزل‌آمیز هستند و زیر پوسته " شوخ‌طبعانه" خود مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده داشته و پیام‌رسان ایده‌های نقادانه و اجتماعی برشت هستند.

معروفترين آثار او عبارتند از: زندگي گاليله ، طبل درشب، پونتيلا و خدمتکارش ماتي، محکوميت لوکولوس ، روياي سيمون ماشار و چند داستان كوتاه از جمله "سقراط مجروح" .

  سقراط مجروح‏ /برتولت برشت‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:30  توسط شادروز سرخی مجیدی | 


برتولت برشتبرتولت برشت (زاده ۱۰ فوریه ۱۸۹۸ - درگذشته ۱۴ اوت ۱۹۵۶) نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی سوسیالیست و کمونیست بود.
او را بیشتر به عنوان نمایشنامه‌نویس و بنیانگذار تئاتر حماسی، و به‌خاطر نمایشنامه‌های مشهورش می‌شناسند. اما برتولت برشت علاوه بر این که نمایشنامه نویسی موفق و کارگردانی بزرگ بود، شاعری خوش‌قریحه نیز بود و شعر‌ها، ترانه‌ها و تصنیف‌های پر‌معنا و دل‌انگیز بسیاری سرود.
او سرودن شعرهایش را در ۱۵ سالگی و پیش از نمایشنامه‌نویسی آغاز کرد و نخستین سروده‌هایش را بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۷ سرود و آنها را در نشریات محلی منتشر کرد. در سال ۱۹۱۸، هنگامی که به خدمت سربازی اعزام شد افزون بر کار در بیمارستان نظامی پشت جبهه، سروده‌هایش را همراه با نواختن گیتار برای سربازان می‌خواند و آنها را مجذوب نوای گرم و سرود دلنشین خود می‌کرد.
شعرهای نمایشی برشت را از مهم‌ترین آثار او دانسته‌اند. اینها شعرهایی هستند که به صورت سرود، تصنیف یا ترانه وارد نمایشنامه‌های او شده و به مناسبت‌های موضوعی خاص یا برای غنا بخشیدن به موضوع و افزایش اثرگذاری، به صورت پیش درآمد، میان‌پرده، موخره یا در میان متن آورده‌شده‌اند. این شعرها اغلب طنزآمیز یا هزل‌آمیز هستند و زیر پوستهٔ شوخ‌طبعانهٔ خود مفاهیم بسیار جدی و آگاه کننده داشته و پیام‌رسان ایده‌های نقادانه و اجتماعی برشت هستند. بیشتر نمایشنامه‌های برشت دربرگیرندهٔ یک یا چند سرود، ترانه و شعر است.
نمایشنامه ها
زندگی گالیله /ننه دلاور و فرزندانش / زن نیک ایالت سچوان /دایره گچی قفقازی /آدم آدم است /ارباب پونیتلا و نوکرش ماتی /
مادر /سرود آنکه گفت آری و آنکه گفت نه

ازگفتارهاي برشت
«آن‌که حقیقت را نمی‌داند نادان است، آن‌که حقیقت را می‌داند ولی انکار می‌کند تبهکار است.»
زندگی گالیله، ۱۹۳۸/ ۳۹ میلادی
آندریا : «سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد.»
گالیله: «نه آندریا ، سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد.»
زندگی گالیله، ۱۹۳۸/ ۳۹ میلادی
«اول شکم بعد اخلاق.»
اپرای صنارسی‌شاهی/ ۱۹۲۸
«جایی که بی‌عدالتی جایگزین قانون شود، مبارزه به وظیفه‌ای مبرم تبدیل می‌گردد.»
«کسی که مبارزه کند، ممکن است شکست بخورد، ولی آنکه مبارزه نکند، شکست خورده هست.»
«هنر آینه‌ای نیست که با آن واقعیت‌ها را منعکس ساخت بلکه پتکی است که با آن باید واقعیت را شکل داد.»
«هنر را نمی‌توان با سفارش پدید آورد، تنها چکمه را می‌توان سفارش داد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:26  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

برتولد برشت‌ )19561898( بدون‌ ترديد يكي‌ از پرنفوذترين‌ چهره‌هاي‌ تئاتري‌ در سده‌ بيستم‌ است‌. چنان‌ كه‌ شايد بتوان‌ تاريخ‌ تئاتر سده‌ بيستم‌ را به‌ دو دوره‌ پيش‌ از برشت‌ و پس‌ از برشت‌ تقسيم‌ كرد. برشت‌ انبوه‌ عظيمي‌ از نمايشنامه‌ها، اشعار و ترانه‌ ها ، مباحث‌ نظري‌ در همه‌ زمينه‌هاي‌ تئاتر و مقالات‌ تحليلي‌ و نقد از خود به‌ جا گذاشت‌ كه‌ امروز همه‌ در دسترس‌ است‌. به‌ علاوه‌ او بدعت‌گذاري‌ بود كه‌ همه‌ نوآوري‌ها و نظريه‌هايش‌ را در شرايط‌ گوناگون‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ به‌ عمل‌ در آورد و تاؤيراتي‌ كه‌ باقي‌ گذاشت‌ حتي‌ براي‌ مخالفانش‌ سازنده‌ بود. و بالاتر از همه‌ اينها هم‌ او بود كه‌ براي‌ تئاتر و عرصه‌هاي‌ نوينش‌ تماشاگران‌ جديدي‌ فراهم‌ آورد و تئاتر را در سطحي‌ گسترده‌ به‌ ميان‌ توده‌ مردم‌ برد. او نظريه‌هاي‌ خود را درباره‌ «فاصله‌ گذاري‌» درباره‌ كاركرد عيني‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ تئاتر، «استفاده‌ از حداقل‌ دكور» و غيره‌ در طول‌ زندگي‌ پربارش‌ گسترش‌ داد و آنها را مورد استفاده‌ عملي‌ قرار داد. برشت‌ تحت‌ تاؤير پيسكاتور تئاتر حماسي‌ را صورت‌بندي‌ كرد و آن‌ را در مقابل‌ تراژدي‌ به‌ زعم‌ ارسطو علم‌ كرد: ارسطو تراژدي‌ را تقليد اعمال‌ و حماسه‌ را روايت‌ و نقل‌ داستان‌ تعريف‌ كرده‌ بود، و براي‌ تراژدي‌ محدوديت‌هايي‌ قايل‌ شده‌ بود، اما حماسه‌ را در حقيقت‌ شكل‌ آزادتري‌ از نمايش‌ دانسته‌ بود. برشت‌ در آزاد كردن‌ تئاتر از قيد و بندهاي‌ سنتي‌ و عادتي‌ چندان‌ پيش‌ رفت‌ كه‌ معتقد شد با استفاده‌ از تئاتر ايدئولوژيك‌ و جامعه‌شناسانه‌ مي‌توان‌ بر جامعه‌ تاؤير مستقيم‌ گذاشت‌ يا حتي‌ آن‌ را تغيير داد. او خود گفته‌ است‌ كه‌ تئاتر حماسي‌ داستاني‌ را به‌ وسيله‌ آدم‌هاي‌ زنده‌ و واقعي‌ به‌ سامان‌ مي‌رساند، در حالي‌ كه‌ تئاتر دراماتيك‌ داستاني‌ را با كلمات‌ بيان‌ مي‌كند. هدف‌ تئاتر حماسي‌ قابل‌ مشاهده‌ كردن‌ همه‌ مقولات‌ مربوط‌ به‌ سرنوشت‌ و زندگي‌ عملي‌ و روزمره‌ انسانها است‌. برشت‌ گفته‌ است‌ نفت‌، تورم‌، جنگ‌، مبارزات‌ اجتماعي‌، خانواده‌، مذهب‌، گندم‌، بازار گوشت‌، همه‌ و همه‌ مي‌توانند موضوع‌ نمايش‌هاي‌ تئاتري‌ باشند. برشت‌ در سال‌ 1949 در آلمان‌ شرقي‌ مستقر شد و در آنجا گروه‌ معروف‌ خود برلينرآنسا مبل‌ را تاسيس‌ كرد و كوشيد با استفاده‌ از موسيقي‌، شعر و حتي‌ نمايش‌هاي‌ سرگرم‌كننده‌ و كوچه‌بازاري‌ داستان‌ نمايش‌هايش‌ را جذابتر و به‌ عامه‌ مردم‌، يا به‌ زعم‌ خود، به‌ طبق‌ كارگر نزديكتر كند او برخلاف‌ بسياري‌ از نظريه‌پردازان‌ مدرن‌ به‌ داستان‌ اهميت‌ زيادي‌ مي‌داد، اما بر آن‌ بود كه‌ لازم‌ است‌ شيوه‌ داستان‌گويي‌ را با زمان‌ منطبق‌ كرد. برتولت‌ برشت‌ در ايران‌ بيش‌ از هر درام‌نويس‌ و نظريه‌پرداز معرفي‌، ترجمه‌ و نقادي‌ شده‌ است‌. اما شايد به‌ عنوان‌ كارگردان‌ كمتر شناخته‌ شده‌ است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:24  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

رابطه‌ برشت‌ و سينما و اصولا نوع‌ نگاه‌ او به‌ سينما، تكميل‌ رابطه‌ ارجمند اوست‌ حول‌ بسياري‌ رشته‌ها، گستره‌ بزرگمردي‌ چون‌ او پهن‌دشت‌ بي‌كراني‌ است‌ همگام‌ با زندگاني‌ او كه‌ اغراق‌ نيست‌ اگر گفته‌ شود او يك‌ فرد نبود. كارنامه‌ درخشان‌ برشت‌ در حوزه‌هاي‌ گوناگون‌ هنري‌ از داستان‌ و شعر گرفته‌ تا موسيقي‌ و سينما بيانگر چيرگي‌ او در بيان‌ دردهايي‌ است‌ كه‌ نسل‌ روزگار او، نسل‌ جنگ‌، نسل‌ وحشت‌، نسل‌ آرمان‌ و... با آن‌ دست‌ به‌ گريبان‌ بود. زبان‌ طنز برشت‌ در رخنه‌ در جوهره‌ تابوهايي‌ كه‌ در سايه‌ وحشت‌ ميان‌ دو جنگ‌ وحشيانه‌، بر پيكره‌ اجتماع‌، خواه‌ مترقي‌ و خواه‌ ارتجاعي‌، صلابت‌ و قاطعيت‌ موهن‌ خود را اعمال‌ مي‌كرد. در حافظه‌ ادب‌دوستان‌ و فراتر از آن‌ دردكشيدگان‌ امروزي‌ نيز، خاطره‌يي‌ است‌ دهشتناك‌ و جاودانه‌، چريكي‌ متعلق‌ به‌ دوراني‌ فراموش‌ گشته‌ كه‌ سنگرهاي‌ ريز و درشت‌ سياست‌ و هنر و اجتماع‌ را همچون‌ سايه‌سار آرامش‌ آنگونه‌ كه‌ بود نپذيرفت‌ و آن‌ را به‌ عزيمت‌ گاهي‌ بدل‌ ساخت‌ تا آيندگان‌ او دريابند خلا ميان‌ آرمان‌ و عمل‌ را. حضور چشمگير او در عرصه‌ شعر كه‌ جز در مواردي‌ محدود، همان‌ توصيف‌ عارفانه‌ شهودات‌ بود كه‌ منجر به‌ انقلابي‌ شد عليه‌ تمام‌ اين‌ ساختارهاي‌ سانتي‌مانتاليسم‌ كه‌ واپس‌گرايان‌ سردمدارش‌ نهايت‌ هنرشان‌ جز در بيدار ساختن‌ غريزه‌هاي‌ خام‌ نوجوانان‌ پيشتر نمي‌رفت‌. او در سال‌هاي‌ مربوط‌ به‌ جنگ‌ جهاني‌ سراسر اروپا را در نورديد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:21  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

                                       

 

 

 

 

 شناخت نظام های تئاتر: استانیسلاوسکی، برشت، گروتفسکی و       پیتربروک
     شومیت میتر، عبدالحسین مرتضوی (مترجم)قیمت پشت جلد:  26000 ریال 
تعداد صفحه: 296                                                            نشر: قطره (20 اسفند، 1384)                                               

                                     ***                                                                                                                                                                                                  برتولت‌ برشت‌"طنز درنده‌ خويي‌
برتولت‌ برشت‌؛آدمي‌ كه‌ ثابت‌ مي‌كند آدم‌،آدم‌ است‌
در جهاني‌ كه‌ شما ساخته‌ايد بايد لغزشي‌ باشد. چرا بر تبهكاري‌ قيمت‌ گذاشته‌، چرا انسان‌ نيك‌ را اينچنين‌ بي‌رحمانه‌ مجازات‌ مي‌كنيد?برشت‌
آدم آدم است نمایشنامه ای جذاب و خواندی است که در ان برتولت برشت به نحوی زیبا و البته با غمی پنهان به وضعیت موجود زندگی بشر و بلاهایی که بر سر او می آید می پردازد. او در این نمایشنامه جذاب و غم انگیز, زندگی فردی را به تصویر می کشد که در برابر نیروهای بیرونی قطعه قطعه می شود و حتی تا جای می رود که خودش نیز بر خود رحم نمی کند و خود او نیز بر خویشتن خویش ضربه می زند. او شاید هزاران بار می میرد اما هیچ اتعراضی نمی کند. در پایان برتولت برشت پیشنهاد می کند که مردمان باید این وضعیت را تحمل یا به گونه ای دیگر بینش خود را نسبت به زندگی متحول کنند تا در برابر سیل حوادث در هم نشکنند.
اغلب‌ هنر و ادبيات‌ قديم‌ در برابر نيروي‌ تقدير وا مي‌ماند. انسان‌ بازيچه‌يي‌ است‌ كه‌ جز به‌ هنگام‌ هلاك‌، راز سرنوشت‌ خود را نمي‌شناسد. تازه‌ اين‌ شناخت‌ در حد همگان‌ نيست‌، جوهري‌ خاص‌ و كوششي‌ شگرف‌ مي‌خواهد. آن‌ وقت‌ جوينده‌ با چشم‌هاي‌ حيرت‌زده‌ مي‌بيند كه‌ شناخت‌ تقدير گره‌يي‌ از كارش‌ نمي‌گشايد، چون‌ منشا اين‌ راز نيرويي‌ است‌ برتر از اراده‌ او.جوينده‌ يابنده‌ حيران‌ و دردمند وا مي‌ماند. لذت‌ جستن‌ به‌ درد يافتن‌ تبديل‌ مي‌شود. برشت‌ بر آن‌ است‌ كه‌ راز تقدير را از آسمان‌ به‌ زمين‌ بياورد، به‌ ميان‌ آدم‌ها، به‌ ميان‌ همه‌ آدم‌ها. نه‌ تنها آنان‌ كه‌ جوهري‌ خاص‌ دارند و پرده‌ از چهره‌ انساني‌اش‌ برگيرد، تا مردم‌ اين‌ دوران‌ بتوانند ببينند كه‌ سرنوشت‌ دردست‌هاي‌ خود آنها است‌ و اگر تقديري‌ هست‌، ساخته‌ خود آنها است‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:13  توسط شادروز سرخی مجیدی | 

   مروری بر کتاب «در جنگل شهر، صدای طبل در شب، بعل»
جریان‌های آواره‌ی زندگی
در جنگل شهر، صدای طبل در شب، بعل. سه نمایش‌نامه از برتولت برشت. ترجمه از س. محمود حسینی‌زاد. تهران: انتشارات خوارزمی. چاپ اول: ۱۳۸۰ (پخش در ۱۳۸۴). تیراژ: ۳۳۰۰ نسخه. ۳۷۹ صفحه. ۴۰۰۰ تومان.
برتولت برشت، نمایش‌نامه‌نویس، شاعر و کارگردان تئاتر آلمانی
آوارگی بخشی از زندگی روزمره‌ی برتولت برشت بود. در جست و ‌جوی یافتن مکانی آرام برای زندگی و کار، درگیر با جریان‌های ایدئولوژیک زمانه‌اش (نازی‌ها، کمونیست‌ها، کاپیتالیست‌های آمریکایی) از سرزمینی به سرزمینی دیگر فراری بود. آواره بودن، واقعیت زندگی برشت است. نوعی ناهماهنگی و عدم انسجام در آثار او موج می‌گیرد. نوعی تنهایی ترس‌آور. نوعی دور بودن از همه چیز و همه جا.
داستان ترجمه‌ و انتشار این کتاب هم کم از آوارگی خود برشت ندارد. یکی از برنامه‌های دراز‌مدت انتشارات خوارزمی، ترجمه و ویرایش مناسب و سپس انتشار دوره‌ی کامل آثار بزرگان فرهنگ و ادب جهان بود. در اولین قدم، در زمان قبل از انقلاب، سری کتاب‌های فرانتس فانون، افلاطون، داستایفسکی و تروتسکی منتشر شده بود و نوبت به برتولت برشت، نمایش‌نامه‌نویس مشهور آلمانی، رسیده بود که انقلاب اتفاق افتاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 17:11  توسط شادروز سرخی مجیدی |