![]() |
![]() |
|
| (بندرانزلی) |
|
نويسنده اي در انتظار هيچ
نوشته و ترجمه ی بهناز ناصح نگاهی کوتاه به زندگی وآثار ساموئل بکت Samuel Beckett |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:53 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:44 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|||
ادامه مطلب |
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:38 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
||||
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:33 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|
بنگ
ساموئل بکت
برگردان: منوچهر بديعي همه معلوم همه سفيد بدن برهنه سفيد يک متر پاها چسبيده انگار به هم دوخته. نور حرارت کف زمين سفيد يک متر مربع ناديده هرگز. ديوارهاي سفيد يک متر در دو متر سقف سفيد يک متر مربع ناديده هرگز. بدن برهنه سفيد ثابت فقط چشمها اندکي. رد پاها درهم ريختگيها خاکستري روشن تقريباً سفيد بر سفيد. دستها آويزان از هم باز گودي کف دست رو به جلو پاها سفيد پاشنهها چسبيده بر هم عمود. نور حرارت سطحها سفيد تابان. بدن برهنه سفيد ثابت هوپ ثابت جاي ديگر. رد پاها در هم ريختگيها نشانهها بيمعنا خاکستري روشن تقريباً سفيد. بدن برهنه سفيد ثابت ناپيدا سفيد بر سفيد. فقط چشمها اندکي آبي روشن تقريباً سفيد. سر گرد بالا گرفته چشمها آبي روشن تقريباً سفيد ثابت روبه جلو سکوت در اندرون. همهمههاي کوتاه اندک تقريباً هيچ همگان معلوم. رد پاها در هم ريختگيها نشانهها بيمعنا خاستري روشن تقريباً سفيد بر سفيد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:26 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|
بيهمگي
ساموئل بکت
برگردان: منوچهر بديعي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:21 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|
بيهمگي: تصادف، خودآگاهي و معنا
يادداشتي بر داستان «بيهمگي» اثر ساموئل بکت از اليزابت درو(Elizabeth Drew)، مادس هاآر(Mads Haahr)
برگردان: منوچهر بديعي، محمد رضا خاني چکيده |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:17 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|
نخستين عشق
ساموئل بکت
برگردان: منوچهر بديعي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:10 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:47 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
کوه پر برف و لغزنده ی تئاتر بالاخره،پس از6 ماه تلاش و صبوری توانستیم تئاتر شب بی پایان فاخته را،در شهرستان بندر انزلی به روی صحنه ببریم.در ابتدا بر این باور بودیم که چون کاری فرهنگی و هنری قرار است در این شهر شود پس عرصه ای بس وسیع برای ما مهیا خواهند کرد.با شور و اشتیاق فراوان خود را آماده ی خاک خوردن از صحنه کردیم ولی غافل از این که این خاک صحنه بدجوری گلویمان را می گیرد و باید شتابان در میانه ی راه به دنبال آبی گوارا بگردیم. از طرفی به تازگی ساخت مجتمع فرهنگی و هنری با تلاش با وقفه کارگران به پایان رسیده بود و ما را امیدوار کرده بود که حداقل به عنوان دوستدار هنر بتوانیم از نعمتی به این بزرگی در شهری کوچک که شاید استان گیلان حسرت چنین ساختمانی را مدتهاست میخورد استفاده کنیم. اما... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 7:37 توسط شادروز سرخی مجیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اریک امانوئل اشمیت برتولت برشت ساموئل بکت |
| پیوندها |
|
خانهي تئاتر ايران صادق هدایت جامعه شناسی ایران پل(ادبیات-فلسفه-عرفان) محمد یعقوبی مركز گسترش زبان و ادبيات فارسي كانون نمايشنامهنويسان ايران ادارهي كل هنرهاي نمايشي خانهي هنرمندان ايران وبلاگ كانون ملي منتقدان تئاتر ما تئاتر ايران در تبعيد كافه نمايش |
|
RSS
|